Wednesday, March 29, 2017

شنبه 12 فروردین1396 - 
آزادى بيان، حقوق مؤلف، سند تاريخى تئاتر با جمیله ندایی

گفتمان سیاسی اجتماعی

*****
زمان برنامه :  8 شب اروپای مرکزی، 10:30 شب تهران،  2بعداز ظهر نیویورک 
Paltak à View all  à All Languagesà Iran
Iran Goftemaan Siasi Ejtemaaee
******************

********
شنبه 12 فروردین1396 
شنبه  1 آوریل 2017
"
آزادى بيان، حقوق مؤلف، سند تاريخى تئاتر"
گفتگویی با جمیله ندایی 
بازیگرو کارگردان تئاتر وفیلمساز و فعال جنبش زنان

فایل های یوتیوب / صوتی


@@@@@

جمیله ندایی 1357

جمیله ندایی تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبا و مدرسه تلویزیون و سینما در تهران و سپس در مدرسه سینما لندن انجام داد. در پاریس تز خود را درباره زن در سینمای ایران به پایان رساند. فعالیتهای هنری وی عبارتند از بازیگری و کارگردانی تئاتر و سینما، بازیگری، برنامه سازی و تهیه برنامه رادیویی . وی همچنین منتقد هنر، تئاتر، سینما، ادبیات و از موسسین آتلیه تئاتر، کارگاه نمایش، سینمای آزاد میباشد.
جمیله ندایی در دفاع از حقوق بشر و مخصوصا حقوق زنان فعال است


****



برای بازدید از فیس بوک جمیله ندایی اینجا کلیک کنید
-------------


 معرفى يك سند تاريخى تئاتر

كتاب نسخه كار متن نمايشنامه شهر قصه نوشته بيژن مفيد را سال گذشته ويراستارى كرده ام .
 اين كتاب يك سند تاريخى محسوب ميشود چون حاوى ياد داشتهاى نويسنده بر متن است .
عكسهاى صحنه هاى نمايش از اجراى اصلى و اسناد ديگر مثل پوسترنمايش و بروشور هاى اولين اجراها درين كتاب جمع آورى شده است.
متن نمايش و اجراى نمايش حكايت ذهنيت يك دختر جوان و رؤياها و نگاهش به اجتماع دور و براست. اين نمايش در پنجاه سال اخير تنها نمايشى ست كه با تماشاگر چند نسل رابطه برقرار كرده است.
درين معرفى مشكل نوشتن نمايشى کاملاً متفاوت و اجراى روش جديد در تئاتر مدرن .ايران را معرفى ميكنم.
من جميله ندايى شاهد و همكار و همراه و بازيگر اصلى نمايش بوده ام.»

جمیله ندایی

                            ********

گفتمان سیاسی اجتماعی

Wednesday, March 22, 2017

شنبه 5 فروردین 1396 - «فشارهای مداوم جمهوری اسلامی ایران بر خانواده های اپوزیسیون و تبعیدیان»

گفتمان سیاسی اجتماعی

********

شنبه 5 فروردین 1396 
شنبه  25 مارس 2017

 «فشارهای مداوم جمهوری اسلامی ایران بر خانواده های اپوزیسیون و تبعیدیان»

گفتگو با بهرام رحمانی

  نویسنده ، روزنامه نگار و فعال سیاسی 




برای بازدید از فیس بوک بهرام رحمانی اینجا کلیک کنید

******

گفتمان سیاسی اجتماعی

Friday, March 17, 2017

نوروز پیروز

گفتمان سیاسی اجتماعی

*******************************
******************
**********
******
***
برنامه های آینده

******
بهار آمد بهار آمد ، بهار خوش عذار آمد

  هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز  


با تبریک نوروز 1396



*******************************
کارت نوروزی به زندان اوین


مجید نفیسی
۴ مارس ۲۰۰۹
کتاب تازه:

***
******
**********
****************
********************

Tuesday, March 14, 2017

"عقاب"

گفتمان سیاسی اجتماعی

*******
عقاب
*******
طرح از عقاب
******

مبارزه همچنان ادامه دارد

******

*******

Divar Nevisi Dar Iran 1396 ، دیوار نویسی در ایران سال ۱۳۹۶

*******
تهیه و تنظیم: عقاب
https://www.youtube.com/watch?v=JYDNITSy5-Y
با سپاس از گردانندگان سایت دیالوگ برپاخیز یکی از سرودهای انقلابی معروف دورهٔ انقلاب ایران است که در سال ۱۳۵۷ ساخته شد. آهنگ این سرود از سرود شیلیایی معروف «خلق متحد» اقتباس شده و شعر آن از علی ندیمی است. این سرود مدتی از رادیو و تلویزیون ایران پخش می‌شد ولی پس از چندی به دلیل حال و هوای کمونیستی دیگر از رادیو و تلویزیون ایران پخش نشد

*****

 ،خیزش عمومی در ایران ۱۳۹۶

ویدیو کلیپ

،خیزش عمومی در ایران ۱۳۹۶

خیزش عمومی در ایران ۱۳۹۶
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید؟!! گیرم که بر سر این بام بنشته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید! با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟!! گیرم که باد هرزه شبگرد با های و هوی نعره مستانه در گذر باشد با صبح روشن پرترانه چه می کنید؟!! گیرم که می زنید گیرم که می برید گیرم که می کشید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟

General Uprising In Iran 2018

******  
 دو کارجدید از عقاب
******

 سرود رود

رود ، سرودی از آلبوم شراره های آفتاب و شعری از سعید سلطان پور و با صدای

 داوود اردلان و موسیقی از مهرداد برآن که اولین پخش آن در آذر ماه سال ۱۳۵۷

 است
*********

آچیل سحر

آچیل سحر

شعری از کریم مشروطه چی


اجرا یعقوب ظروفچی

آذربایجان فولکلوریک سرودی


تاریخ انتشار دهه ۱۳۵۰



********

@@@@@@@@@


******  

؛تغییر امکان پذیر بوده و خواهد بود !؛



مطلبی از عقاب

از همکاران اداره کننده ی جلسات بحث و گفتگو 

اخیرا مسائلی در دنیای مجازی پالتالک اتفاق میافته (البته سابقه هم دارد) که مجبورم کرد نکاتی را یادآوری کنم با اینکه به روند و ادامه کاری اطاق گفتمان سیاسی و اجتماعی اعتقاد راسخ دارم.
با اینکه همیشه سعی شده مسائل اطاق در جمع مطرح و نظر شرکت کنندگان را جویا بشویم و با هماهنگی گروه اداره کننده اطاق به ادامه کار بپردازیم اما باز مواردی هست که مثل چوب لای چرخ عمل کرده و باعث کندی کار میشود.
از شروع کاری اطاق ( حداقل با شرکت من ) همیشه سعی شده به همراه بودن شرکت کنندگان احترام گذاشته شود و حقوق انسانی آنان رعایت و هیچگونه بی احترامی به شرکت کنندگان پذیرفته نشود.سعی اداره کنند گان بر بیطرفی بین حاضرین و سخنرانانی که برای صحبت دعوت میشونند (با اینکه نظرات شخصی خودشان را دارند ) میباشد .
برای یک برنامه گاها تمام اداره کنندگان اطاق یا چند نفر و ندرتا یک (پرواز عزیز) نفر هماهنگی لازم را انجام میدهند و در ادامه کاری دیگران در پشت صحنه یاری خود را ارائه میدهند.
برای تدارک یک برنامه سخنرانی هماهنگی ،وقت،انرژی و هزینه صرف میشود و در این کار هم اشتراک (حتی در پخش ویدیو و موزیک مناسب صحبت)در نظر گرفته میشود و تمامی دست اندر کاران سهم خود را دارند.
نظرات متفاوت اداره کنندگان اطاق به قوانین اجرایی در اطاق ،به نقطه مشترک رسیده و علت دوام و ادامه کاری اطاق در وحله اول بر دوش پرواز عزیز و بعد وجود دیگر دست اندر کاران میباشد.
 حال چند سوال که یا در اطاق پرسیده میشود یا بدست اداره کنندگان میرسد:
-آیا صرفا به خاطر آزادی و دمکراسی ،باید اجازه هر کاری به اداره کنندگان و سخنرانان و شرکت کنندگان داده شود؟
- انعطاف پذیری خط قرمزش تا کجا هست؟
- برخورد های فردی و ادامه دار از گذشته تا کجا تحمل میشود؟
- آیا حق ویژه وجود دارد ؟
- برخورد با کسانی که فقط تکست میزنند چگونه هست؟
-کار با شرکت کنندگان همیشگی و آشنا (!) راحت است،اما با کسانی که هر دفعه با یک ای دی شرکت میکنند ، چگونه باید رفتار شود؟
بنظرم جواب تمام این سوالات را اداره کنندگان اطاق چه در بحث های داخلی و چه عملا در اجرای زنده برنامه ها ، پاسخ داده اند و سالها روی آن کار شده و هنوز هم ادامه دارد و اگر روند کاری ابنطور نبود ، همانند دیگر اطاقها در این اطاق هم تخته میشد!
اداره کنند گان اطاق هیچ حق ویژه ای، اجازه تحقیر و توهین،حرکت راسیستی و  بر خورد شخصی را به کسی نداده و نمیدهند.
اداره کنندگان اطاق در حد امکان سعی در پاسخگویی میکنند.
- بعضی از حاضرین فکر میکنند که ما باید تمام صحبت های آنان را گوش کنیم (حتی اگر ارتباطی به موضوع مورد بحث اطاق نداشته باشد)
- بعضی از حاضرین فکر میکنند که میتوانند هر تکستی در اطاق بزنند.
- بعضی از حاضرین فقط از اداره کنندگان اطاق میخواهند که انعطاف پذیر باشند.
- بعضی از حاضرین که در جایی امکان صحبت ندارند انتظار دارند در این اطاق به آنان میکرفون داده شود.
- کسانی هستند که برای تخریب یک فرد به اطاق میایند و یا فقط میخواهند حرف خودشان را بزنند و کاری به صحبت های اطاق ندارند.
خوب طبیعی است تمامی موارد بالا غیر منطبق با اداره کاری اطاق بوده و جلوی آن گرفته میشود. و بهتر است این دوستان دور هم جمع بشوند و با همکاری خود به آن تقاضا ها پاسخ داده و اگر سالی ادامه کاری داشتند و توانستند کار هایی که از این اطاق انتظار دارند خود پاسخگو باشند ، میتوان بعد از آن دور یک میز نشست .    
در نهایت بعضی از این شرکت کنندگان سعی در عوض کردن سیستم اداره  ی اطاق دارند و طبیعی است که اداره کنندگان اطاق هم در مقابله با این حرکت مقاومت میکنند.
ما سعی میکنیم :
که در چگونگی اداره ی بحث و جلسه ، نکات ذکر شده در بالا را رعایت کرده و متفاوت از دیگر اطاقها باشیم (و هستیم).
جلسات پر بار و با کیفیت باشند.
آرامش در صحبتها و جلسات جاری باشد.
حقوق همه یکسان رعایت شود.
چون:
 هدف رد و بدل اطلاعات با شما در جمع بزرگتر بوده و در جمع کوچک خودمان راحتر به نتیجه میرسیم.

باز تکرار میکنم که تمام سعی و کوشش اداره کنندگان اطاق (مواردی که اشاره کردم و نکردم) بر   این است که باحضور شرکت کنندگان به نتیجه میرسد. باید بگویم برای این مهم تمامی اداره کنندگان کلیه امکانات خود را با خرسندی روی میز میگذارند.
با احترام ، عقاب
آمستردام – ۲۰۱۷-۰۴-۰۴
پی نوشت:
در تمامی موارد که کلمه اطاق استفاده شده منظور اطاق گفتمان سیاسی و اجتماعی است.

************

گفتمان سیاسی اجتماعی

...تنها صدا- به یاد قمر

گفتمان سیاسی اجتماعی

********

...تنها صدا
سروده ای از سیروس بینا


به یاد قمرالملوک وزیریهمزاد جنبش مشروطه 


" پریشادخت شعر" گفت:
" تنها صداست که میماند."
و ما نپرسیدیم:
از میان کدامین حنجره و کدام صدا؟
" بامداد" غمگنانه ندا داد:
" فردا تمام را سخن از او بود."
ما لب تر نکردیم که از که و از کدام
و نگفتیم، این چه فصلی است
" که سرمای اش از درون
درک صریح زیبایی را
[این گونه] پیچیده می کند " —
ما لب تر نکردیم.
" آزاد " گفت:
" گل من، پرنده ای باش و به باغ باد بگذر."
ما گذشتیم، امّا،
بی برگ و بی بهار و بی اراده و بی باغ.
" نیما " به استغاثه صدا کرد:
" به کجای این شب تیره بیآویزم ..."
ما تن زدیم در تمامی طول شب از سئوال و صدا،
ما تن زدیم از تعلیق و تعلّق قبای ژنده ی فردا.
   *   *   *    *    *
دیشب زنی به گوش کودکانه ی من خواند:
— " فغان ز هجر ُرخ یار ... "
فغان ز دوری نگار " —
 و سوزنک ِ سوزناکِ جرقه ی دیروز
افتاد سخت
بر شیار نرم و گر گرفته ی آواز.
و در ابتدای یاد،
زنی می خواند — از انتهای جوان حنجره —
به خرّمی هزار باغ رسیده ی انگور
در این اتاق سرد و زمستانی
در گوش نارسیده ی جوانکِ تصویر.
در انتهای یاد، امّا؛
عطر صدا سریع تر از نور است
— تنها صدا —
و درین شب بی چراغ و بی گذشت
و در همین خزان تکیده و بن بست
در نزد من کودکی ست
با دیدگان آبی بی خواب
خندان و خیره بر مدار صفحه ی مدّور اعجاز                                                                                          
در اشتیاق شنیدن آواز.
و من، از ابتدای شب
تا دَم دَمای دمیدن آفتاب
با شرشر شراب شیشه ی " شیراز "
هی می پرم ز خواب.


سیروس بینا

الکساندریا، مینه سوتا - دسامبر 2007 




*************

گفتمان سیاسی اجتماعی